گم شده ات را دریاب!

شاید این که می‌گویند حکمت گم شده‌ی مومن است، می‌جوید آن را ولو اگر در دست منافق باشد، یک نگاه تربیتی خاص پشت آن بوده. آخر خیلی سخت است، بدانی حکمتی هست و در دست منافق و بلکه بدتر از آن هم هست و تو مجبوری بنشینی پای تمام صحبت‌هایش، که از بین آن همه گل و لای بند آورنده‌ی نفس که از حلقش بیرون می‌ریزد، یک تکه جواهر خودت را بیابی و بزنی به جیب و در بروی! انگار که از اساس، آن جواهر مال او نبوده.


سختی درس خواندن در رشته‌های علوم انسانی در دانشگاه همین است. ما که مومن نیستیم ولی کمی امید داریم. پی آن امید افتاده‌ایم در لجن زار و حقمان را می‌خواهیم! و چه سخت است در این میدان هدف را گم نکردن و مقهور هیبت ظاهری بعضی‌ها نشدن و باطن‌های پوچ و تو خالی‌شان را فراموش نکردن ... چه ابتلای غربالگری است نیاز به امیدواری مسمتر و یکپارچه در این مسیر.

۱ لایک
۱۹ آذر ۱۹:۴۲ شکوفه .
آه... حرف دل ما
چه تمثیل ظریفی!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
«بعد از این نام من و گوشه‌ی گمنامی‌ها
که غریبان جهان شهره‌ی آفاق‌ ترند»
موضوعات
کربلا ای کاش مسافرت بودم (۱۲)
یادداشت‌های یک زن خانه‌دار (۱۳)
چوپان معاصرطور (۱۴)
ما اینجوری دیدیم (۱۱۱)
اتفاق خودش نمی‌افتد (۶۹)
رج به رج (۱۳)
هنگامه‌ی تب (۳۷)
مداد سفید (۵۰)
خنده ی گشاد (۱۱)
اونی که برام قله ست (۱۶)
اینجور وقتا (۵۳)
مداد سرخ (۱۷)
دیالوگ‌های ماندگار (۴)
تا پخته شود خامی (۱۳)
من ریحانه‌ام (۱۱)
نامه های جمعه (۲)
برکه ی کاشی (۱۲)
کلاس طلیعه (۷)
با توام (۹)
پیوند ها
لابلای گل های پیراهنش
یک ذهن مُشَبَّک
نیوفولدر
پرانه ام
سلام
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان