تلخی

استاد گفت: چرا من باید زمانم رو بذارم برای شما وقتی می‌تونم توی خونه بمونم و با بچه‌م عشق کنم؟ و بغضش گرفت. و مجبور شد برای حفظ غرور و هیبتش با مایع درون بطری دم دستش فرو ببردش پایین. بچه‌های کلاسش کار نکرده بودند و مثل آدم‌های عقب مانده با همه چیز برخورد می‌کردند٬ ورودی‌های ۹۳ دانشگاه. از دست کار نکردن بچه‌های پایان نامه و نزدیک شدن زمان دفاعشان هم شاکی بود. من سرم پایین بود٬ از ابتدای آن کلام و با این جمله قلبم درد گرفت. چه کسی مجبورم کرده بود با استاد در شرف مادر شدنی پایان نامه بردارم٬ که نمی‌داند اثر حرف‌هایش روی من تا کجا دامنه‌دار می‌شود؟ چرا باید پایان نامه‌ای را برمی‌داشتم که بعد از جلسه‌ی نشان دادن زحمات یک ماهه‌ام حتی رمق جواب سلام دادن به خانواده‌ام را هم نداشته باشم؟ چرا بعضی از آدم‌هایی که دوستشان دارم و از سر دوست داشتن در دایره‌ی انتخابم قرارشان می‌دهم٬ انقدر تلخ اند؟


۱ لایک
«بعد از این نام من و گوشه‌ی گمنامی‌ها
که غریبان جهان شهره‌ی آفاق‌ ترند»
آخرین نظرات
محبوب ترین مطالب
دل نرم مامان
شیرینیِ مسئولیت
برکت٬ زیاد بودن نیست
تا دیر نشده...
آخرین سرباز هم آمد
شورِ شیرین
مورد عجیب ازدواج!
استوار باش :)
رسم عاشق کشی و شیوه‌ی شهرآشوبی
کریم
موضوعات
کربلا ای کاش مسافرت بودم (۱۱)
یادداشت‌های یک زن خانه‌دار (۱۱)
چوپان معاصرطور (۱۳)
ما اینجوری دیدیم (۱۰۵)
اتفاق خودش نمی‌افتد (۶۲)
رج به رج (۱۳)
هنگامه‌ی تب (۳۵)
مداد سفید (۴۸)
خنده ی گشاد (۱۱)
اونی که برام قله ست (۱۶)
اینجور وقتا (۴۳)
مداد سرخ (۱۶)
دیالوگ‌های ماندگار (۴)
تا پخته شود خامی (۱۳)
من ریحانه‌ام (۵)
نامه های جمعه (۲)
برکه ی کاشی (۱۱)
کلاس طلیعه (۶)
با توام (۵)
پیوند ها
استاد علی غلامی
حاج آقا زائری خودمان
سلامان(حامد هادیان)
نفحه(فاطمه علوی ییگانه)
لابلای گل های پیراهنش
هادی مقدم دوست
برای خاطر آیه ها
یک ذهن مُشَبَّک
مریم برادران
نقاش فقیر
پرانه ام
سلام
نفحه
راز
خط
محیص
نیوفولدر
دریاهنگ
مسجدنما
خانوم دانش آموز انسانی
پیوندهای روزانه
درباره‌ی مرد شوریده‌ای که در یادداشتم جا نمی‌شد
انقلاب واز نایس!
از جنس همسایگی
عادت‌های عجیب نویسندگان بزرگ
فیلم کامل برنامه 36، صحبت آقای زائری در مورد حجاب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان