خوش‌-ناخوش‌های زندگی من

چند ماه است که برای دیدنش این پا و آن پا می‌کنم. موعد کار را توی گروه یاداوری کرده. حتی دلم نمی خواهد توی تلگرام برایش پیام بفرستم و راجع به کار جدید حرفی بزنم. آدم ترسویی نیستم اما... سخت از انسان‌های غیر قابل پیش بینی واهمه دارم-پیدا کرده ‌ام-. آدم‌های خوش-ناخوش. آدم‌های بنا به میل خودشان خوب با دیگران یا بد. آدم‌های خودخواه. آدم‌هایی که ذوق آدم را با فشار و تهدید کور می‌کنند.

.

روایتی شنیدم با این مضمون: بدترین حالت مومن این است که دیگران از او بترسند / یا از شر دست و زبان او در امان نباشند ؛ مسلمان در هیچ حالتی از این حالت نزدیک‌تر به کفر نیست.

خدا کند این اخلاق بد، زبان تند، رفتار بی‌افسار از میان همه‌ی ما ریشه‌کن شود و ما جزو این دسته‌ی بالا نباشیم ...

۴ لایک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
«بعد از این نام من و گوشه‌ی گمنامی‌ها
که غریبان جهان شهره‌ی آفاق‌ ترند»
موضوعات
کربلا ای کاش مسافرت بودم (۱۲)
یادداشت‌های یک زن خانه‌دار (۱۳)
چوپان معاصرطور (۱۴)
ما اینجوری دیدیم (۱۱۱)
اتفاق خودش نمی‌افتد (۶۹)
رج به رج (۱۳)
هنگامه‌ی تب (۳۷)
مداد سفید (۵۰)
خنده ی گشاد (۱۱)
اونی که برام قله ست (۱۶)
اینجور وقتا (۵۳)
مداد سرخ (۱۷)
دیالوگ‌های ماندگار (۴)
تا پخته شود خامی (۱۳)
من ریحانه‌ام (۱۱)
نامه های جمعه (۲)
برکه ی کاشی (۱۲)
کلاس طلیعه (۷)
با توام (۹)
پیوند ها
لابلای گل های پیراهنش
یک ذهن مُشَبَّک
نیوفولدر
پرانه ام
سلام
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان