کربلا ای کاش مسافرت بودم (۱۱)

در کوفه خانه‌ی امیرالمومنین(ع)، دست نخورده باقی مانده.یک عده توی صف می‌ایستادند که بروند آنجا را ببینند.یک عده واقعا توی صف می‌ایستادند که آنجا را ببینند، چاه علی(ع) را ببینند!
باورتان می‌شود، که بشود با آسودگی رفت و چنین جایی را از نزدیک دید و ذره ذره نشد؟ خدا چه قدرتی به انسان داده برای تغافل؟ یا چقدر رحم کرده به زائران آن خانه که حقیقت اشک‌ها و آه‌ها و ناله‌های مولا را نبینند؟
۳ لایک
۱۱ فروردين ۰۰:۳۰ احمد احمدی
توفیق دست داده است و یک بار کوفه رفته ام؛ ولی آن جا نرفته ام
ولی من از جنبه ای دیگر قضیه را نگاه می کنم.

رویایی است! واقعا رویایی است قدم زدن در جایی که روزی علی قدم زده است....


استاد بزرگواری دارم که چند وقت پیش قبل از رفتن به مشهد ازشون توصیه ای طلب کردم؛ استادم گفتند من مشهد که می روم گاه گاهی توی حرم صرفا قدم می زنم، چرا که این جای گاه قدم گاه انسان های بزرگی بوده است....

البته روی این موضوع می توان بیشتر حرف زد و بحث کرد، ولی خب من این گونه قضیه را نگاه می کنم
یا حق
۱۴ فروردين ۱۲:۱۰ حجت پناه زاده
در این ایام مهمان کوفه بودم. البته ظاهرا سازه فعلی منزل بعدا بازسازی شده. هرچند احتمالا مکان همان مکان است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
«بعد از این نام من و گوشه‌ی گمنامی‌ها
که غریبان جهان شهره‌ی آفاق‌ ترند»
موضوعات
کربلا ای کاش مسافرت بودم (۱۲)
یادداشت‌های یک زن خانه‌دار (۱۳)
چوپان معاصرطور (۱۴)
ما اینجوری دیدیم (۱۱۱)
اتفاق خودش نمی‌افتد (۶۹)
رج به رج (۱۳)
هنگامه‌ی تب (۳۷)
مداد سفید (۵۰)
خنده ی گشاد (۱۱)
اونی که برام قله ست (۱۶)
اینجور وقتا (۵۳)
مداد سرخ (۱۷)
دیالوگ‌های ماندگار (۴)
تا پخته شود خامی (۱۳)
من ریحانه‌ام (۱۱)
نامه های جمعه (۲)
برکه ی کاشی (۱۲)
کلاس طلیعه (۷)
با توام (۹)
پیوند ها
لابلای گل های پیراهنش
یک ذهن مُشَبَّک
نیوفولدر
پرانه ام
سلام
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان