... ز «هر چه» رنگ تعلق پذیرد آزاد است ...

*

سالم‌ترین، پرکارترین و بانشاط‌ترین آدم‌هایی که دیدم،

هیچ

هیچ

هیچ انتظار و توقعی از احدی نداشتند

چه دوست و آشنای امروز

چه دوست و آشنای دیروز


:)


**

از اون طرفش هم میگن: وقتی می‌خوای یه کاری رو شروع کنی، تصورت این باشه که نه تنها کسی همراهی‌ت نمی‌کنه، بلکه همه فحشت میدن بابت اون کار! اینطوری خودت رو براش آماده کنی، راحت کم نمیاری. (البته شرطش اینه که اون کار واقعا با چارچوب عقل-شرع تطبیق داشته باشه). این البته به نظرم، لزوما به معنای بدبینی و گمان بد بردن به آدم‌ها نیست، باید بپذیریم که طبیعت شروع هر کاری همینه و به قول آقای «ت»، مهم‌ترین رقیب ما توی هر کاری وضعیت موجوده که خیلی‌ها بهش عادت کردند!


***

چقدر از همه‌ی ما، عمر و انرژی تلف شده بابت غصه‌ی تنها موندن بین آدم‌ها؟ فقط به این خاطر که توقع همراهی داشتن رو حق خودمون می‌دونستیم. در حالی که اون آدم‌ها، شاید برای همراهی نکردنشون دلیل خاصی داشتن و شاید خیر ما دقیقا توی همراهی نکردن اون‌ها بوده، تا چشم‌هامون رو باز کنیم و آدم‌هایی رو ببینیم که برای اون کار مناسب‌ترن.

۰ لایک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
«بعد از این نام من و گوشه‌ی گمنامی‌ها
که غریبان جهان شهره‌ی آفاق‌ ترند»
موضوعات
کربلا ای کاش مسافرت بودم (۱۲)
یادداشت‌های یک زن خانه‌دار (۱۳)
چوپان معاصرطور (۱۵)
ما اینجوری دیدیم (۱۱۱)
اتفاق خودش نمی‌افتد (۷۱)
رج به رج (۱۳)
هنگامه‌ی تب (۳۷)
مداد سفید (۵۰)
خنده ی گشاد (۱۱)
اونی که برام قله ست (۱۶)
اینجور وقتا (۵۳)
مداد سرخ (۱۷)
دیالوگ‌های ماندگار (۴)
تا پخته شود خامی (۱۴)
من ریحانه‌ام (۱۱)
نامه های جمعه (۲)
برکه ی کاشی (۱۲)
کلاس طلیعه (۷)
با توام (۱۱)
پیوند ها
لابلای گل های پیراهنش
یک ذهن مُشَبَّک
نیوفولدر
پرانه ام
سلام
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان