رمضانیه (2)

این ماه رمضانی به فکر هم‌سایه‌های کوچکمان هم باشیم. 


اگر از افطار یا سحر، نان و برنجی اضافه می‌آوریم، پرنده‌ها را در غذای خود شریک کنیم. کار سختی نیست؛ پشت یکی از پنجره‌ها یا در بالکن خانه، یک ظرف کوچک برایشان می‌گذاریم و باقی‌مانده‌ی برنج و نان را کمی تر می‌کنیم و در آنجا قرار می‌دهیم.

حواسمان باشد که ما با نوع زندگی شهری، با دود و صدا و قطع درختان، محیط زندگی آن‌ها را تغییر داده‌ایم و کمی از اشتباهاتمان را می‌توانیم اینطور جبران کنیم.

۴ لایک
۱۸ خرداد ۱۳:۴۳ أَنَا یَمَانِیٌّ
مطابق نظر نویسنده "ما با نوع زندگی شهری، با دود و صدا و قطع درختان، محیط زندگی آن‌ها را تغییر داده‌ایم" .حال باید از خود و تمام کسانی که دیده اند و می بینند بپرسیم آیا دیگر پرنده و چرنده ای در دور و اطراف خود مشاهده می کنیم؟! نمی کنیم! مگر تعدادی سگ و گربه آشغال خور که البته این بیشتر در نواحی جنوب شهر قابل رویت است چرا که در شمال شهر این دو گونه جانوری اگر مورد پرستیدن نباشند لااقل جای گرم و نرمی دارند و کمترین دغدغه شان هم آب و نان نیست!
در کل از پیشنهاد نویسنده استقبال می کنیم.(انسان هایی داریم به مراتب گرسنه تر از همه آنهایی که شما مد نظر دارید.ندیده اید به من بگویید نشان تان دهم با تأسف)

:(


البته که حرف شما قبول ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
«بعد از این نام من و گوشه‌ی گمنامی‌ها
که غریبان جهان شهره‌ی آفاق‌ ترند»
موضوعات
کربلا ای کاش مسافرت بودم (۱۲)
یادداشت‌های یک زن خانه‌دار (۱۳)
چوپان معاصرطور (۱۴)
ما اینجوری دیدیم (۱۱۱)
اتفاق خودش نمی‌افتد (۶۹)
رج به رج (۱۳)
هنگامه‌ی تب (۳۷)
مداد سفید (۵۰)
خنده ی گشاد (۱۱)
اونی که برام قله ست (۱۶)
اینجور وقتا (۵۳)
مداد سرخ (۱۷)
دیالوگ‌های ماندگار (۴)
تا پخته شود خامی (۱۳)
من ریحانه‌ام (۱۱)
نامه های جمعه (۲)
برکه ی کاشی (۱۲)
کلاس طلیعه (۷)
با توام (۹)
پیوند ها
لابلای گل های پیراهنش
یک ذهن مُشَبَّک
نیوفولدر
پرانه ام
سلام
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان