یک کلاسِ پرْ بهار

یکی از بچه‌های کلاسم بامزه و غیر معمولی ست. اسمش را گذاشته‌ام خانم «مخالفم». چون عقیده دارم در کلاس درس باید تا جایی که ممکن است فضای گفتگو فراهم باشد و همه حرفشان را بزنند و نقدشان را حتی اگر تند باشد بگویند، اتفاقا او که ساز مخالف می‌زند را دوست‌تر دارم، چون بیشترین کمک را به همه برای پیدا کردن سعه‌ی صدر می‌کند و از زوایای عقل همه، پاسخ‌ها و استدلال‌ها را بیرون می‌کشد. دیروز یک سوال مطرح کردم و نظر همه را گرفتم. دیدم هیچ نمی‌گوید. خواستم با نظرش دیگران را نقد کند، چون می‌دانستم به مذاقش خوش نیامده نظرشان. غیر عادی نبود که بگوید: «من مخالفم». گفتم: «استدلالت را هم بگو.». گفت: «استدلالی ندارم. یعنی نمی‌دانم چرا، فقط می‌دانم مخالفم!» 😁


به نظرم زنده‌ترین کار عالم، معلمی و مربی‌گری است. از هم‌نشینی با آدم‌ها در هر ساعت هزار برگ و شاخه‌ی نو درت جوانه می‌زند.

۴ لایک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
«بعد از این نام من و گوشه‌ی گمنامی‌ها
که غریبان جهان شهره‌ی آفاق‌ ترند»
موضوعات
کربلا ای کاش مسافرت بودم (۱۲)
یادداشت‌های یک زن خانه‌دار (۱۳)
چوپان معاصرطور (۱۴)
ما اینجوری دیدیم (۱۱۰)
اتفاق خودش نمی‌افتد (۶۷)
رج به رج (۱۳)
هنگامه‌ی تب (۳۷)
مداد سفید (۵۰)
خنده ی گشاد (۱۱)
اونی که برام قله ست (۱۶)
اینجور وقتا (۵۳)
مداد سرخ (۱۷)
دیالوگ‌های ماندگار (۴)
تا پخته شود خامی (۱۳)
من ریحانه‌ام (۱۱)
نامه های جمعه (۲)
برکه ی کاشی (۱۲)
کلاس طلیعه (۷)
با توام (۸)
پیوند ها
لابلای گل های پیراهنش
یک ذهن مُشَبَّک
نیوفولدر
پرانه ام
سلام
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان