برای رفیقاً لی

به نظرم، برای دوستانِ مشتاق و به هم پیوند خورده‌ای که در این دنیا، وقت رفاقت کردن نداشتند، باید خانه‌ای باشد در بهشت

و در آن خانه درختی

و زیر آن درخت، سایه‌ی لطیفی

که بنشینند و هم را، روزها و ساعت‌ها تماشا کنند و سکوت و سکوت کنند و تماشا


معنای یک دلِ سیر از محبت، در نظر من این است.

۴ لایک
۲۶ مهر ۰۵:۵۶ صحبتِ جانانه
خیلی هم خوب که آدم همچین رفیقی داشته باشه اصلا
بماند وقت خلوت و...

۲۶ مهر ۰۹:۲۵ مرتضا دِ

واقعا باید باشه ....
۰۸ آبان ۲۳:۵۹ ... به دنبال حقیقت ...
درخواستش رو بنویسین بدیم تو کارگروه تعیین مصادیق یک دل سیر از حبت بررسی بشه :)
۰۹ آبان ۰۸:۱۱ حجت پناه زاده
باشد لقاء و وعدۀ ما جنةالحسین
دنیا برای سینه زدن جای ما کم است
۱۴ آبان ۱۶:۰۱ أَنَا یَمَانِیٌّ
به نظرم دوستی که وقت رفاقت کردن نداشته باشد در آن دنیا نیز در صف ما نخواهد بود تا یک دل سیر با او باشیم.
قطعا سنخش جداست.صنفش جداست. و حتما با ما در یک صف نیست.

این آرزو خیالی است عبس!
عبس و تولی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
«بعد از این نام من و گوشه‌ی گمنامی‌ها
که غریبان جهان شهره‌ی آفاق‌ ترند»
موضوعات
کربلا ای کاش مسافرت بودم (۱۲)
یادداشت‌های یک زن خانه‌دار (۱۳)
چوپان معاصرطور (۱۵)
ما اینجوری دیدیم (۱۱۱)
اتفاق خودش نمی‌افتد (۷۱)
رج به رج (۱۳)
هنگامه‌ی تب (۳۷)
مداد سفید (۵۰)
خنده ی گشاد (۱۱)
اونی که برام قله ست (۱۶)
اینجور وقتا (۵۳)
مداد سرخ (۱۷)
دیالوگ‌های ماندگار (۴)
تا پخته شود خامی (۱۴)
من ریحانه‌ام (۱۱)
نامه های جمعه (۲)
برکه ی کاشی (۱۲)
کلاس طلیعه (۷)
با توام (۱۱)
پیوند ها
لابلای گل های پیراهنش
یک ذهن مُشَبَّک
نیوفولدر
پرانه ام
سلام
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان