تخصص ما را قبول کن!

خدا چقدر قشنگ می‌گوید:‌ 

«الم نشرح لک صدرک؟و وضعنا عنک وزرک٬ الذی انقض ظهرک»* [حواست هست حالت بد بود٬ داشتی دق می‌کردی٬ دنیا برایت تنگ شده بود٬ قفسه‌ی سینه‌ات داشت روی قلبت سنگینی می‌کرد٬ استخوان‌هایت داشت می‌شکست زیر فشار٬ اشکت درامده بود و از عجز نمی‌توانستی حتی داد بزنی؟ همه‌ی این‌ها بود و ما حالت را خوش کردیم٬ بارت را برداشتیم و دست نوازش به سرت کشیدیم.] 

«و رفعنا لک ذکرک»* [یادت هست هیچ کس تحویلت نمی‌گرفت٬ داشتی خوار و خفیف می‌شدی٬ حرف می‌زدی و کسی نگاهت نمی‌کرد٬ لب‌خند می‌زدی و کسی جوابت را نمی‌داد؟ ما نامت را بلندمرتبه کردیم و گوش عالم را کر کردیم از ذکرت.] 

«فان مع العسر یسری٬ ان مع العسر یسری»* [دیدی سخت نبود؟ دیدی گذشت؟ دیدی وقتی درد و داری و از حضور ما را آرامی چقدر همه چیز راحت می‌گذرد؟] 

«فاذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب»* [حالا دستت را بگذار روی زانویت و بلند شد دختر/ پسر خوب. کلی کار عقب مانده داری و نوبت سختی بعدی است. از هیچ چیز نترس و دلت را بزن به دریا٬ تخصص ما را قبول کن. ما اینجاییم که نمیری از درد٬ که کم نیاوری. یا علی!]

 


*آیات اول تا آخر سوره‌ی انشراح


۳ نظر ۰ لایک

چوپان معاصر طور(12)

گاهی احساس می کنم شیطان در قالب یک کبوتر معصوم آرام آرام شاخه های کوچک جمع می کند تا روی مغزم یا توی دلم یک خانه ی گرم و نرم برای خودش آماده کند و زمینه را برای تولید جنودش آماده کند!

خدایا لطفن هر وقت داشت از این غلط ها می‌کرد خودت یک طوفان جانانه نصیبش کن

طوفانی که مرکز هواشناسی شیطان پیش بینی اش نکند!


*موقع نوشتن این پست یاد این دعای امام زمان(عج) افتادم که توصیه کرده اند موقع گرفتاری های روزگار بخوانیم: «یا من اذا تضایقت الامور فتح لها بابا لم تذهب الیه الاوهام صل علی محمد و آل محمد و افتح لاموری المتضایقه بابا لم یذهب الیه وهم یا الرحم الراحمین» / ای کسی که زمانی که حلقه های بلا تنگ می شود دری می گشایی که وهم ها به آن نمی رسد (انتظار آن نمی رود)، بر محمد و آل محمد درود فرست و دری را به روی من بگشا که انتظار آن نرود.

۰ نظر ۲ لایک
«بعد از این نام من و گوشه‌ی گمنامی‌ها
که غریبان جهان شهره‌ی آفاق‌ ترند»
موضوعات
کربلا ای کاش مسافرت بودم (۱۳)
یادداشت‌های یک زن خانه‌دار (۱۴)
چوپان معاصرطور (۱۵)
ما اینجوری دیدیم (۱۲۲)
اتفاق خودش نمی‌افتد (۷۸)
رج به رج (۱۳)
هنگامه‌ی تب (۳۸)
مداد سفید (۵۰)
خنده ی گشاد (۱۱)
اونی که برام قله ست (۱۶)
اینجور وقتا (۵۷)
مداد سرخ (۱۷)
دیالوگ‌های ماندگار (۴)
تا پخته شود خامی (۱۴)
من ریحانه‌ام (۱۱)
نامه های جمعه (۲)
برکه ی کاشی (۱۲)
کلاس طلیعه (۸)
با توام (۱۲)
پیوند ها
لابلای گل های پیراهنش
یک ذهن مُشَبَّک
نیوفولدر
پرانه ام
سلام
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان